روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
29
شرح شطحيات ( فارسى )
كلّهپوشان مفتح اعلى چه شناسند كه قوت از خوان « ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى » « 2 » خورند . مست شراب جلال و معربد در جمال مناجى نيستاند ، ليكن كون غاشيهدار ايشانست . عالم و عالميان را حكم كنند و گزيت از اهل دنيا ستانند . آن نااهل « 4 » چه دانند كه ايشان از كجا خورند « 5 » و بر عرصهء صفت مهرهء دغا از حريف عشق كجا برند ؟ آنك در صورت امر متوارى كلفت تكليف است ، در بزم شاهان عشق كجا بديد است ؟ خام جوهرى چند دارند اين نشناسان نسناس تا در حقّ قومى طعن مىزنند كه اگر صد درياء خون باز خورند ، به روزى در بحر وحدت مصفّىتراند . دعويشان معنى است ، و معنيشان وراى تقوى . مرغان وكر ديموميّتاند كه اين جاى فروخ آشيان ارادت را دانه مىدهند . طوق عشق لايزالى در گردن دارند ، از آن در هواى ابد پرواز مىكنند . 5 فصل فى وصف حالى ( 42 ) اى دل رنجور تويى كه گنج گنجور عزّتى . اى سينهء خسته « 17 » تويى كه صحن سماء عصمتى . اى روح ناتوان تويى كه در عين اللّه عين اويى . آنچه ديدى بليّات عشق بود . سنّت تازهدلان معرفت را سنّتى . آن چه بلاها بود كه از دست خامان نبردى ؟ اين چه زهرها
--> ( 2 ) سورهء 58 ( مجادله ) آيهء 7 ( 4 ) نااهل SM : شايد « نااهلان » ( 5 ) خورند M : خوردند S ( 17 ) سينهء خسته : سنه حسنه SM